موضوع :
درآن سال ها در ميان ترنم باران وصداي چكاوكان كه نغمه عشق سرميدادند در درس حكيمي الهي حاضر مي شدم متن زير بخشي از تقريرات آن جلسات نوراني است به اميد آنكه بتوانم درقالب كتابي تقديم كنم
جایگاه مباحث نفس در فلسفه
فلسفه قدیم: 1- طبیعیات 2- ریاضیات 3- الهیات
در فلسفه قدیم فلاسفه بحث نفس را جزء بحث طبیعیات میآوردند. اما صدر
المتألهین بحث نفس را تحت یک باب و سبک جدیدی مطرح کرد و آن را هم در مبحث طبیعیات
و هم در الهیات مطرح کرد. ایشان حکمت را به چهار بخش تقسیم کرد:
1. امور عامه
2. طبیعیات
3. الهیات به منع الاحض
4. علم نفس
ارتباط علم نفس با اصول شریعت یک ارتباط وسیع است، این ارتباط آنقدر عمیق است
که در روایتی از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم آمده است. مَنْ عَرَف
نفسه فقد عرف ربه.
تأثیر معرفت نفس در شناخت خدا
معرفت خداوند: 1. معرفت شهودی. 2. معرفت حصولی. ( در این نوع معرفت از راه
براهین با ذات واجب و صفات او آشنا میشویم).
1- شناخت حصولی
تاثیر معرفت نفس به شناخت خدا، منتهی میشود. که یا از طریق حصولی است یعنی
تجرد نفس از ماده و زمان و مکان و امتیازات و خصوصیات را به طور حصولی بشناسیم که
خود راه بزرگی است.
نفس يك وافعيتي است حادث _ مرحوم سبزواري
يك راه جداگانه برای اثبات حضرت حق میداند که این موجود متکی است به یک موجود
واجب و قدیم و ذاتی.
«روایت مشهور: إِنّ الله خلق آدم علی صورته.»
اگر شما واقعیت نفس صفاتش را بشناسید، اینکه ذات نفس منزه از ماده و زمان و
مکان است. و تجرد از ابعاد هندسی یعنی شکل- عرض- طول و صورت دارد و اینکه نفس به
همة شونات جسم در یک آن نظر میکند (توجه او به شئونات طولی و از شئونات عرضی یا
بلعکس نیست. در عین دیدن گوش میدهد). به این نکته خواهید رسید که: هر که خودش را
بشناسد خدا را شناخته است.
از طریق شناخت حصولی و فکری شناخت ذات و افعال واجب تعالی میسر میشود
ملاصدار رحمه الله میگوید: معرفت نفس نردبان حق است. لذا ذاتاً، صفتاً،
فعلاً، موجب شناسایی خدا میشود.
|