<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>افق رسانه</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/</link>
<description> اين يك وبلاگ كارشناس ارشد ارتباطات است.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2009 09:52:39 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آقای ضرغامی خودت باش</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>بالاخره پس از کش وقوس فراوان حکم ضرغامی برای پنج سال دیگر تمدید شد اما یک نکته در یادداشت های ضرغامی از دیدارشان با رهبری قابل توجه است و آن اینکه(خودت باش )نکته بسیار دقیقی است که هم از جنبه سیاسی و هم فرهنگی و هم مذهبی حائز اهمیت است اینکه خودت باش یعنی از حزب ها و جنجال های سیاسی به دور باش تا بتوانی خوب ببینی . خوب تصمیم گیری کنی رسانه ملی از آن جهت که رسانه حکومت اسلامی است باید فرا جناحی عمل کند و از دولتها  هم در همان چارچوب منشور سازمان دفاع کند پای را فراتر نگذارد چه اینکه اینان می آیند و می روند و این مردم هستند که می مانند البته کارهای خوبی هم انجام شده ؛در حیطه فرهنگی به نظر می رسد کار سخت تر است چرا که ظرافت های خاص خود را دارد آنگونه که آقا فرمودند از پیام های مستقیم به غیر مستقیم باید برنامه ها را سوق داد البته که برای برنامه های فرهنگی ومذهبی در مناسبت ها، سخت است که برنامه هایی تولید شوند که با پیام غیر مستقیم جهت دهی فرهنگی کنند آنهم  و با حساسیت هایی که هست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از ظرفیت های موسسات و دستگاه های فرهنگی می توان استفاده کرد به شرط آنکه به آنان اعتماد کنید به راستی اگر مهران مدیری کارگردان خوبی شد به دایل سرمایه گذاری سازمان است که بر روی تجربیان او سرمایه گذاری کرد باید فرصتی فراهم شود تا  اگر یکی از بچه های هنرمند مذهبی بخواهد چنین تجربه ایی داشته باشد  بتواند .اصولا در صدا و سیما جایی را می خواهیم مثل سینمای تجربی در سازمان هم چنین مرکزی لازم است تا ایده ها بارور شوند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جناب آقای ضرغامی خودت باش .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 09:52:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>با سلام تورا به خدا یکی به این ضرغامی بفهماند بابا یه ماه مردم میخواهند در این گیر ودار دنیا آنتن قلبشان را روبه خدا کنند حالاکه ماه رحمت است و دلها در بارش رحمت الهی آرام می گیرد چرا ما با سیاستگزاری های نادرست این فرصت را از مردم می گیریم  آنهم با سریالهایی که از لحاظ درام و ساخت ضعیف هستند اطلا من نمی دانم جرا هرجی تحول انسانی میشود در قشر مرفه جامعه صورت میگیرد این از شبکه دوم شبکه اول هم شده میز  گرد راحت ترین وبی خرج ترین راه برای ساخت برنامه دینی شبکه سوم که بماند ما در عید ها هم این جشنواره هار را نداریم که این ماهی صفت را می آورن برای خنداندن مردم که چی بشه وقتی اومی آید با آن جک های مسخره که باعث تفرقه بین اقوام می شود یا //////ان آهنگ های تند خلاصه معلوم است که سیاست گزاری فرهنگی در رسانه ملی باد هواست نظر شما چیست؟&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 10:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی احساست را حراج می کنی</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.tebyan.net/Big/1387/05/184452391762018711723216812691192491711017.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با سلام به دوستان عزیز غیبتم طولانی شد ببخشید راستشو بخوای وقتی به دنیای وب وارد می شی یه نوع گیجی به سراغت میآد اول کلی نقشه می کشی که کجا بری از کدوم سایت ها استفاده کنی و وقتی وارد این دنیای رنگا وارنگ میشی خودت را گم می کنی یعنی این همه آدم حرفی برای گفتن دارند اینهمه دارند ابراز وجود میکنند و از پس شخصیتشان هرچی دارند رو می کنند جایی شنیدم که برای هرنفر در فضایی مجازی دو آدرس وجود دارد و اگر بخواهد یک نفر همه این آدرس هارا بره سی و هشت سال طول می کشه پس باید بی خیال شی و فقط انتخاب کنی اگه بی انگیزه بیای حتما گم میشی و چیزی هم گیرت نمی آد پست من نظریه ایی دارد مبنی بر اینکه تلویزیون انسان ها را تنها می کند اما به نظرم با آمدن اینترنت این نظریه یه جورایی بهش خدشه وارد می شه چرا که اینترنت مرزها را برداشته و آدم ها را به هم نزدیک تر کرده است البته نوع تعاملات انسان را باید مد نظر قرار داد و متناسب باآن این نظریه را نقد کرد بله نیاز های حسی انسان برطرف نمی شود چرا که ارتباط رو در رو قطعا ماثر تر است اما در سطح نازل تر دنیای وب انسان ها را به هم نزدیکتر کرد و در حقیقت به نوعی به اشتراک گذاشتن عاطفه ها ،عقل ها ،خاطرات و تجربیات است.شما همه بگوید آنچه ناگفته دارید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 14:59:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سرویس ایاب و ذهاب جدید کارمندان مایکروسافت</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot; class=&quot;cnt&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt; &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;ب&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;رداشت آزاد: جایی شنیده بودم که امام علی علیه السلام در جنگ صفین به یاران خود( قریب به این مضمون) فرموده بودند :ای کاش تمام شما را میدادم وده جنگجوی معاویه را میگرفتم که آنان بر باطل خود استوار ترند تا شما که برحق هستید واقعا این عکس را که دیدم شرمنده شدم که ما در این نبرد رسانه ایی چقدر بیخیالیم وآنان......&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;center&quot; class=&quot;cnt&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;a href=&quot;http://sms4v.blogfa.com/&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://balanevis.files.wordpress.com/2008/10/microbus01.jpg?w=400&amp;h=224&quot; alt=&quot;سرویس ایاب و ذهاب جدید کارمندان مایکروسافتsms4u.blogfa.com&quot; style=&quot;width: 400px; height: 224px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 16:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوالات مدیریت فرهنگی کشور با نیم نگاهی به مدیریت ضرغامی</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>
می دانید تمام گره ها ی فرهنگی ما از ساختار سازمان های فرهنگی منشعب است وقتی بحث از فرهنگ میشود به قول مقام معظم رهبری یعنی مظلوم ترین بخش ها ؛حال باید این مظلومیت را در دو بخش ارزیابی کرد یک بخش آن محتواست وبخش دیگر ساختار است بی شک ما محتوای گرانبهایی داریم به قول معصوم علیه السلام اگر زیباییهای کلام ما به گوش مردم برسد هر آینه شیفته خواهند شد. پس در بحٍث محتوا سخنی نمی ماند مگر شیوه عرضه که نیاز به کار علمی دارد ولی ازسویی دیگر همین بخش نیز به فرآیند مدیریتی برمی گردد  اینجاست که سخن بسیار است   مگر نه
آنکه هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که مسوولیت یک مرکز تحقیقی مثل نیروگاه
بوشهر به دست یک آدمی که در رشته علوم انسانی فعالیت کرده بیفتد ؟حال
چگونه است که در حوزه فرهنگ در خطیر ترین جاها مهندسان گماشته شده اند که کمترین سواد را در بخش فرهنگ دارند
وجالب اینکه خود را صاحب نظر می دانند این است که وضعیت فرهنگ ما دوچار
بحران می شود . ای کاش تحلیلی از رفتارهای اخیر ضرغامی  به عنوان یکی از مدیران فرهنگی بشود جابجایی های
سریع مدیران  در چند ماه اخیر به چه  معنا است  حال آنکه چند ماهی به اتمام تصدی ایشان نمانده است . چرا بی مهابا خود را آویزان تاریخ انقلاب
کرده و از یک ماه قبل از بهمن تا کنون مستند انقلاب را پخش می کند وبه گفته خود او دیگر در آرشیو سازمان چیزی نمانده است جای تاسف است که این متریال ارزشمند
را که می شود دهها برنامه با ارزش وفاخر از آن ساخت را به باد ساخت کلیشه ایی سپرده است ببینید امسال در ماه رمضان چه کرد حتی  به ساحت مرجعیت وارد شد تا از
این ساحت مقدس بهره بگیرد وبعد از آن به قم بیاید و وجهه ی خود را تعالی
ببخشد بااینکه مراجع باید یک شخصیت کاریزما بماند اگر اورا وارد برنامه
های کلیشه ایی کردیم دیگر نمی توانیم آن باز تابها را از فرمایشاتشان داشته باشیم  ،مگر نه اینکه &lt;a href=&quot;http://cafeandisheh.blogfa.com/post-53.aspx&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;حضرت آیة الله مکارم&lt;/a&gt; از رادیو جوان گله مند بودند ؟مگر ایشان به محتوای پیام اشاره نداشتند ؟اما آقای ضرغامی از پیام محوری به مخاطب محوری روی آورده است وبر همین مبنی در مرکز تحقیقات فرآیند پژوهش را از تحلیل محتوا که ناظر بر عرضه چگونگی محتواست به پیمایش تغییر داد ودر آخر پخش هر سریال با ارائه آمار سریال های ساخته شده را توجیه کند  من نمی خواهم غیر منصف باشم چراکه فعالیت های خوبی هم صورت
گرفته ،ولی آنچه مهم است جریان سازی رسانه ای است که با یکی دو برنامه خوب
عملی نمی شود ، </description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 14:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استاد فياض از استاداني است كه به حق ناشناخته است  ولي نظرياتي بديع دارند كه قابل گپ وگفتگو است </title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TP&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;مردم شناسى و جامعه شناسى واقعه تاريخى عاشورا (1)&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;مصلحت طلبى و موروثى شدن حکومت&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=ltp&gt;
&lt;DIV class=Post&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=title2 align=justify&gt;عاشورا يک واقعه تاريخى معمولى نيست و مى تواند در علوم اجتماعى و مردم شناسى مباحث دامنه دارى را ايجاد کند. هر واقعه مقدمات و نتايجى دارد. بعضى از مقدمات از چنان اهميتى برخوردار هستند که فقدان آنها مى تواند از رخداد ماجرا به همان صورت متحقق جلوگيرى کند. «ماکس وبر» که در ايران کمى ناشناخته است بحث خوبى در همين رابطه دارد. «وبر» شاگرد «ديلتاى» بود که پدر مردم شناسى آلمان به شمار مى رفت. کتاب چند جلدى «مقدمه اى بر علوم انسانى» او اثر فراوانى در مباحث معاصر دارد. «وبر» تحت تأثير «ديلتاى» در روش شناسى خود از تحقيق و پرده بردارى در مورد مقدماتى سخن مى گويد که در «تقسيم» رخدادها، حياتى به شمار مى روند. در ارتباط با قيام امام حسين(ع) هم مى توان در مقدماتى باريک شد که در صورت فقدان آنها، رخداد عاشورا پيش نمى آمد. &lt;BR&gt;اين موارد «هويت» عاشورا را توضيح مى دهند و سپس مى توان به وسيله آن «ماهيت» واقعه يعنى عواملى حاشيه اى که وجه تفاوت اين رخداد با ديگر وقايع است را روشن نمود. به نظر مى رسد از ميان مقدمات عامل اصلى و تاريخى نوعى مصلحت گرايى در صدر اسلام باشد که بر اجراى احکام مقدم شده بود. اين مصلحت گرايى را مى توان در امتناع از مجازات «مالک ابن نويره» که همسرش را به بهانه نپرداختن خمس کشته بود، ديد. ....در ادامه&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 11:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه عاشورا</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;السلام علیک یا ابا عبدالله&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سيد مهدي بحرالعلوم (رحمةالله عليه) در حين مطالعه به روايتي بااين مضمون برخود كرد كه اگر شخصي پنجاه سال معصيت خدا را كرده باشد و مرتكب گناهان بسياري گرديده باشد اما.....اما... اززشتي كردار و اعمال و رفتارگذشته خود به درگاه الهي پناه آورده و اظهار ندامت و پشيماني كند و يك مرتبه ،تنها يك مرتبه ،با خلوص نيت و با تمامي وجود عرضه بدارد السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع) خداي منّـان به بركـت و طهـارت و مـودّت حـضرت سيدالشهداء عليـه السـّلام توبه او را مي پذيرد و غفران و رحمت واسعه الهي شامل او ميگردد و سعادت دنيا و آخرت او تضمين ميگردد به شرط آنكه حق النـّاسي بر گردن او نباشد ولي قبول و هضم و پذيرش اين مطلب بر او بسيار دشوار و ثقيل بود تا اينكه دستي بر روي شانه خود ديد كه از وي سبب تفكر و تعجب او را جويا شد واونيز شرح ماجرا را بيان نمود مرد غريبه فرمود : سيد مهدي بگذار جهت روشن شدن اين مطلب داستاني را بازگو كنم روزي پادشاهي با تمامي خَدَم و حَشـَم خود جهت شكار به جنگلي رفت در حين شكارآهو بچه اي نظراو را جلب كرد و پادشاه از پي شكار و صيد آن روان گرديد و كار به جائي رسيد كه ناگهان دريافت كه از تمام همرهان به جا مانده و از طرفي با فرا رسيدن شب و نا آشنا بودن به منطقه راه را نيز گم كرده است خسته و نا اميد و بي هدف به راه خويش ادامه داد تا اينكه به كلبه چوبي محقري برخورد نمود دَق الباب نمود و از ترس دشمنان خود را پيك دربار كه راه را گم كرده معرفي نمود و اجازه ورود و بيتوته كردن آن شب را از صاحبخانه درخواست نمود صاحبخانه كه فردي بسيار فقير و تهيدست بود با روئي گشاده از او استقبال نمود و تمام هستي خود را كه يك راس گوسفند شيرده بود و بواسطه آن ارتزاق ميكردند قرباني كرد و پذيرائي مفصلي از او به عمل آورد و صبح زود ازبقاياي شير روز قبل همان گوسفند از او پذيرائي نمود و راه بازگشت و قصر پادشاه را به او نيز نشان داد پادشاه به محض بازگشت به قصر خود تمامي وزرا و سران كشوري و لشكري خود را فراخواند و براي آنان ماجراي شب گذشته را شرح داد و از آنان مشورت خواست كه چگونه ميتواند و چه كاري انجام بدهد تا لطف و مرحمت شب گذشته آن مرد را جبران كند يكي گفت پاداش او بيست سكه طلاست ديگري گفت : جزاي او يك باب منزل مسكوني مجلل است وزيري گفت : تا آخر عمر او بيمه دربار سلطان باشد اميري گفت : سزايش هزار گوسفند است پادشاه پس از استماع همه نظرات ، رو به آنان كرده و عرضه داشت شما خيلي بي معرفت و بي انصاف هستيد آن مرد تمام هستيش يگ گوسفند بود و آن را هم در راه پذيرائي از من فدا كرد حال اگر من تمام هستي خود را به او ببخشم تازه با او برابر ميشوم حال سيد مهدي به خاطر داشته باش جـَدّ غريبف ما حسين(ع) روز عاشورا تمام هستي خود را در راه خدا قرباني و فدا نمود حتي آمد درون خيمه و طفل شش ماهه خود را نيز در محضر خدا و براي خدا قرباني نمود حال با تمام اين تفاسير اگر خداي متعال تمام هستي خود را فداي حسين(ع)كند و به پاي او بريزد تازه با حسين(ع) به قول معروف ير به ير ميشود حال اگرخدا همچين بنده گنهكاري رابه خاطر حسين (ع) ببخشد كار محال و دور از انتظاري انجام داده است؟ &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 11:12:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نه تعجب نکنید این مطلب را با دلیل آورده ام</title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>شاید تبلیغ مذهب ذهن خیلی هارابه خود مشغول کرده است این که دین را درغالب زیبا بیان کنیم این مطلب ادبی را که نوشته یک دختر خانم دبیرستانی است که از وبلاگش به &lt;A href=&quot;http://http://www.good-girls.blogfa.com/author-good-girls.aspx  گرفته&quot;&gt;http://http://www.good-girls.blogfa.com/author-good-girls.aspx  گرفته&lt;/A&gt; ام برایتان می گذارم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بارش زیادی سنگین بود و سربالایی سخت. دانه گندم روی شانه های نازکش سنگینی می کرد. نفس نفس میزد. اما کسی صدای نفس هایش را نمی شنید ، کسی او را نمی دید.دانه روی شانه های کوچکش سر خورد و افتاد.خدا دانه گندم را فوت کرد. مورچه می دانست که نسیم ، نفس خداست.مورچه ، دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم می رود که هستی ، کاشکی بیشتر می وزیدی.خدا گفت: همیشه می وزم، نکند دیگر گمم کرده ای!  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مورچه گفت: این منم که گم میشوم. بس که کوچکم. بس که ناچیز. بس که خرد . نقطه ای که بود و نبودش را کسی نمی فهمد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا گفت: اما نقطه سرآغاز هر خطی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مورچه زیر دانه گندمش گم شد و گفت : من اما سرآغاز هیچم ، ریزم و ندیدنی. من به هیچ چشمی نخواهم آمد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا گفت: چشمی که سزاوار دیدن است میبیند. چشمهای من همیشه بیناست. مورچه این را می دانست. اما شوق گفتگو داشت.شوق ادامه گفتن پس دوباره گفت: و زمینت بزرگ است و من ناچیزترینم. نبودنم را غمی نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا گفت: اما اگر تو نباشی، پس چه کسی دانه کوچک گندم را بر دوش بکشد و راه رقصیدن نسیم را در سینه خاک باز کند؟ تو هستی و سهمیاز بودن برای توست و در نبودنت کار این کارخانه ناتمام است.  مورچه خندید و دانه گندم از دوشش دوباره افتاد. خدا دانه را به سمتش هل داد هیچکس اما نمی دانست که گوشه ای از خاک، مورچه ای با خدا گرم گفتگو است    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست دارم درباهاش نظر بدهید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Nov 2008 14:51:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كتاب جديد از دكتر علي اكبر فرهنگي </title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=entry id=entry-9&gt;
&lt;DIV class=entry-content&gt;
&lt;DIV class=entry-body&gt;
&lt;P&gt; كتاب جديد از دكتر علي اكبر فرهنگي استاد رشته ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات و معاون پژوهشي دانشكده مديريت دانشكاه تهران منتشر شده است ....&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=entry-more id=more&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Oct 2008 12:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> حکمت سينما   </title>
<link>http://media1404.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>
&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;سيد مرتضي آويني                                                                                                                                  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    تصوري كه از پيش درباره جمع حاضر داشتم اين بود كه آنها عده‏اي از دوستان هستند كه درباره فيلمنامه نويسي تحقيق مي‏كنند و قصدم نيز آن بود كه تذكراتي را در اين باره با آنان درميان بگذارم؛ اما وقتي به اعلاني كه زده بودند برخوردم، ديدم عنواني كه براي اين بحث گذاشته‏اند «حكمت سينما» است. عنواني كه انتخاب شده خيلي بزرگتر از آن چيزي است كه من توقع داشتم و بايد بگويم اين كلاهي است كه بر سر ما گشاد است؛ اما به هر تقدير، حسب الامر دوستان، آنچه را به نظرم مي‏رسد در ذيل تذكراتي چند عرض مي‏كنم. اميدوارم كه مرضيّ خدا واقع بشود و نيز مورد استفاده دوستان قرار بگيرد...ادامه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;....</description>
<pubDate>Thu, 18 Sep 2008 12:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=media1404&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>media1404</dc:creator>
<guid>http://media1404.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
